ابراهيم اصلاح عربانى

676

كتاب گيلان ( فارسى )

پس از فوت كريم خان زند به سلطنت خواهد رسيد . پس از آن‌كه پيش‌بينى او وقوع يافت جعفر خان وى را به وزارت خود انتخاب كرد . با مرگ جعفر خان ميرزا باقر به كار تأليف و تدريس مشغول شد و از عالم سياست كناره گرفت . چند اثر نفيس از او به يادگار مانده است از جمله « تحفة الخاقان فى تفسير القرآن » كه بنا به خواهش فتح على شاه قاجار نگاشته شد و مؤلف ، آن را با شيوه‌اى نو نگاشته است . شرح نهج البلاغه كه آن نيز به تقاضاى پادشاه قاجار به رشته نگارش كشيده شد و مشتمل بر دو جلد مىباشد . لاهيجى حايرى ، محمد قاسم محمد قاسم از خوشنويسان گمنام گيلان در قرن دهم هجرى قمرى بود و از دستنوشته‌هاى او چهارده مرقّع با قلمهاى مختلف به زمان ما رسيده است . ابيات زير نيز از يادگارهاى اوست : خواستم تا به موجب دل‌خواه * آورم تحفه‌اى به خدمت شاه در خيال آنچه نقش مىبستم * هيچ جز خط نبود در دستم از كرم عذر بنده را بپذير * كه بود تحفهء فقير ، حقير آثار خود را با عناوين و القاب زير امضاء مىكرده است : العبد محمد قاسم الحائرى - فقير قاسم الجيلانى - فقير محمد قاسم لاهيجى - قاسم . ليلى بن نعمان ليلى بن نعمان يكى از مقتدرترين امراى اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجرى قمرى است كه بر صفحات شمالى كشور حكومت داشته است . وى در شجاعت و جنگاورى يگانهء عصر خويش بود و دلاوريهاى او در جنگ شهرت فراوان داشته است . اين امير در بسيارى از جنگهاى ناصر الكبير معروف به « اطروش » سمت سردارى سپاه داشته و همچنين به دليل مقيد بودن و ايمان به اسلام به « مؤيد لدين الله و منتصر له آل رسول » ملقب گرديد . در سال 308 هجرى قمرى كه حكومت گرگان را داشت به دامغان حمله نمود و آنجا را به تصرف خويش درآورد . پس از اندكى از اين واقعه در همان سال « قراتكين » از سرداران سامانيان به گرگان حمله برد . به محض شنيدن اين خبر ليلى بن نعمان به سرعت خود را به محل اردوى قراتكين كه در 10 فرسنگى گرگان بود رسانيد و با رشادتى كه در جنگ و امور رزمى و نظامىگرى داشت توانست قراتكين را شكست داده سپاه او را منهزم نمايد . در اين جنگ غلام يا يكى از سرداران او به نام « بارس » با 1000 سوار امان طلبيد و اين امير ديلمى به او امان داده با وى به مهربانى رفتار كرد و حتى خواهر خويش را به نكاح وى درآورد . در سال 309 هجرى قمرى ليلى بن نعمان به خراسان حمله نمود و آنجا را به تصرف خويش درآورد . وى در خراسان خطبه به نام حسن بن قاسم داعى داماد ناصر الكبير خواند . امير نصر بن احمد سامانى كه در بخارا بود ، حمويه بن على را با لشكرى به طرف نيشابور فرستاد و اين دو سپاه در صحراى طوس به نبرد پرداختند . در اين جنگ اكثر سپاهيان حمويه به « مرو » فرار نمودند . اما حمويه به اتفاق محمد بن عبيد الله بلعمى ، ابو جعفر صعلوك ، خوارزمشاه و سيمجور به مقاومت برخاسته سرانجام توانستند ليلى بن نعمان را شكست دهند . ليلى بن نعمان پس از فرار چون نسبت به آن مكان بيگانه بود نتوانست گريزى به دست آورد و به همين سبب در خانه‌اى كه پنهان شده بود بناگاه توسط لشكريان امير نصر سامانى دستگير گرديد . او را به سوى حمويه فرستادند ، ولى ليلى بن نعمان قبل از رسيدن به حمويه توسط يكى از ملازمان به قتل رسيد . « 1 » پس از كشته شدن ، سر او را بر نيزه‌اى آويختند و بر سپاهيان شكست‌خورده او نماياندند . باقيمانده لشكر ليلى بن نعمان كه تا آن زمان مقاومت مىكردند وقتى سر امير خويش را بالاى نيزه ديدند ، امان طلبيدند . « 2 » حمويه به رغم امان دادن ، دستور قتل عام باقيمانده لشكر ليلى بن نعمان را صادر نمود . ماكان كاكى ماكان پسر امير كاكى از سلسله و دودمان حكومتگر فيروزانيان اشكورى « 1 » و از اميران مقتدر دورهء خويش يعنى قرن 4 هجرى قمرى مىباشد . برادران آل بويه « 2 » ( على و حسن ) ، مرداويج زيارى ، اسفار بن شيرويه ، حسن بن فيروزان اشكورى و لشكرى پسر مردى ابتدا جزو سرداران سپاه اين امير اشكورى بودند و مسعودى در تاريخ خود به نام « مروج الذهب » « 3 » علاوه‌بر سرداران نامبرده ، نام چند تن ديگر از سرداران ماكان كاكى را به نامهاى : مشيز ، تالجين ، شيرگله ( شركله ) و هشونه پسر اومكر را نام مىبرد . وجود سرداران يادشده حاكى از حشمت و قدرت و جلال اين امير اشكورى در آن دوره بوده است . ماكان بر تمامى ولايات اشكور ، ديلمان ، رويان و آمل حاكم بوده و توانست با شكست دادن سپاه نصر بن احمد سامانى در جنگ اول كليهء مناطق طبرستان و مازندران را به تصرف خويش درآورده و پس از نشانيدن پسر عموى خويش يعنى حسن بن فيروزان اشكورى به حكومت سارى به تعقيب سپاهيان سامانى كه از مازندران به خراسان هزيمت نموده بودند پرداخته و نيشابور را به تصرف خويش درآورد . ماكان جنگ‌آورى شجاع بوده و در وصف شجاعت و دلاورى او خاقانى شاعر معروف چنين گفته است : مرا شد گلشن عيسى و زين رشك آفتاب آنك * سپر فرمود ديلم‌وار و زوبين كرد ماكانى زامباور در كتاب « نسب‌نامهء خلفا و شهرياران » ماكان كاكى را فرمانرواى طبرستان به سال 310 هجرى قمرى ، فرمانرواى جبل به سال 316 هجرى قمرى و فرمانرواى خراسان در سالهاى 317 و 323 هجرى قمرى مىداند « 4 » . پس از اين‌كه سيد ابو القاسم پسر ناصر كبير در سال 312 هجرى قمرى درگذشت ، برادرزادهء او ابو على ناصر به حكومت نشست و در اين زمان ماكان كاكى نايب سيد ابو القاسم در گرگان بود و ماكان پس از فوت سيد ابو القاسم

--> ( 1 ) . تاريخ طبرستان ، ابن اسفنديار ، به اهتمام عباس اقبال ، كلالهء خاور ، تهران 1320 ، صفحهء 278 . ( 2 ) . كامل ، عز الدين على بن اثير ، ترجمهء عباس خليلى ، به اهتمام دكتر حسن سادات ناصرى ، شركت سهامى چاپ و انتشار كتب ايران ، تهران ، جلد 13 ، صفحهء 168 . 1 . نسب‌نامهء خلفا و شهرياران ، ادوارد زامباور ، ترجمهء دكتر محمد جواد مشكور ، انتشارات خيام ، تهران 1356 ، صفحهء 328 ؛ ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، ه . ل . رابينو ، ترجمهء جعفر خمامىزاده ، بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1350 ، صفحهء 408 . 2 . تاريخ گزيده ، حمد الله مستوفى ، به كوشش دكتر عبد الحسين نوائى ، انتشارات اميركبير ، تهران 1361 ، صفحهء 409 ؛ آل بويه ، على اصغر فقيهى ، انتشارات صبا ، تهران 1357 ، صفحهء 91 . 3 . مروج الذهب ، ابو الحسن على بن حسين مسعودى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 1347 ، جلد 2 ، صفحهء 742 . 4 . نسب‌نامهء خلفا و شهرياران ، صفحهء 328 .